مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

52

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> پس حسين به روايت صاحب عوالم ، بدن علىاصغر را با خون أو براندود 4 . در « شرح شافيه » مسطور است كه از أسب فرود آمد وبر أو نماز گذاشت وبا بُن غلاف تيغ ، حفره‌اى در زمين كرد واورا مدفون ساخت . 1 . قماط ( به كسر قاف ) : پارچه‌اى كه شيرخواره را در آن پيچند . 2 . خوشيدن ( بر وزن پوشيدن ) : خشكيدن . 3 . مرضع : زن شيرده ( چون از صفات مختصهء زنان است محتاج به تاء تأنيث نمىباشد ؛ مانند حائض وحامل ) . 4 . اندودن : ماليدن . سپهر ، ناسخ التواريخ سيدالشهدا عليه السلام ، 2 / 363 - 365 محمد بن طلحه در « مطالب السّؤول » نقل از كتاب « الفتوح » گفته است كه حسين پسر صغيرى داشت وتيرى به أو رسيد واورا كشت . با شمشير گورى براي أو كند وبر أو نماز خواند واورا به خاك سپرد واين اشعار را سرود : اين قوم خدعه كردند * دير زماني است كه رو گردانند تا آخر ابيات . در « احتجاج » گويد : چون تنها شد وجز پسرش امام چهارم وشيرخوار ديگرى به نام عبداللَّه از أو نماند ، آن طفل را گرفت ، وداع كند . تيرى آمد ودر گلوى آن شيرخوار نشست واورا كشت . واز أسب پياده شد وبا غلاف شمشير گودى كند . اورا خون‌آلود در ريگ‌ها دفن كرد واز جا جست وايستاد واشعار را خواند . « أرباب مقاتل » وهم « احتجاج » گفته اند . سوار أسب شد وبه نبرد رفت ومىگفت : كافر اين قوم وزهى سرگردان * از ثواب اللَّه رب الثقلين كشته سالار على وپسرش * حسن نيك كريم الأبوين كينه تو زند وبگفتند هلا * برويد مردم بر جنگ حسين وه از اين مردم رذل فاسق * كه كمر بسته بر أهل حرمين همه گرد آمده همدست زِبُن * بر كنندم بپسند ملحدين نه ز حق بيم كه خونم ريزند * مر عبيداللَّه زاد كافرين بر سرم ريخته بن‌سعد به زور * لشكرى بيش‌تر از بدر وحنين نه گناهى است مرا تا امروز * بجز از فخر بجد وأبوين به على بعد نبي بهتر كس * به نبي قرشي الوالدين بهترين خلق خدا باب من است * مام من نيز ومنم ابن خيرتين نقره اى پاك ز زرنابى * منم آن نقره وزاد ذهبين